قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4565

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء اثنى و خمسين و سبعمائه هجرى [ موافق سال هفتصد و چهل و دوم از رحلت خير البشر « 1 » ] در اين سال امير معز الدين كرت چون لشكر سربداران را شكست داد ، امراى ارلات به نواحى بادغيس آمده بودند بر سر ايشان رفته منهزم ساخت و جمعى كثير از ايشان را به قتل آورد . چون در جميع ولايات مردم به خود مشغول بودند كسى پرواى خراسان نكرد . امير معز الدين را داعيهء پادشاهى شد . چتر و دورباش مرتّب نموده و پنج نوبت زد . امير قزغن چون خاطر از امور ملكى ماوراء النهر جمع كرد ، خبر جرئت و گستاخى امير معز الدين حسين شنيد ، گفت كه « تاجيك را چه حد آن باشد كه دعوى سلطنت كند . او را تأديب مىبايد كرد . » پس لشكر خود را جمع كرده متوجّه هرات شد . ملك نيز از شهر بيرون آمده فرود آمد . و ملك قزغن به كهدستان نزول كرد . روز ديگر امير قزغن به تماشاى لشكر ملك بر پشته‌اى بالا برآمد و به نظر احتياط نگريسته ، گفت كه اين تازيك رسم جنگ نمىداد و شكست خواهد يافت ؛ چه ، جايى كه فرود آمده لايق جنگ نيست و لشكر ما كه به طرف ايشان روان خواهد شد از بالا به زير مىروند و ايشان را به بالا مىبايد آمد و به وقت صباح آفتاب روبه‌روى ايشان است و چون ملاحظهء غنيم نمىتواند كرد و دايم در هرات باد از جانب شمال است و گرد و غبار نيز از طرف ايشان خواهد رفت . همچنانكه او گفت در روز جنگ به همين اسباب شكست بر ملك كرت افتاد و به شهر

--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر .